گزارشی از وضعیت واحد های کارگری جهان
در روز اول می 2011
کشور امریکا:
مردمی که مخالف سیاست واحدهای کارگری این کشور هستند، روز اول می ، وارد جاده های اصلی شهر واشنگتن دی- سی شده و تلاش نمودند که نشانه های اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانند.
بحران مالی آمریکا مجموعهای از مشکلات اقتصادی است که اولین بار در سال 2005 ظاهر شد و کماکان به قوت خود باقی است. مشخصه اصلی چنین بحرانی در کاهش پول نقد در نظام بانکی آنکشور بحساب رفته است. طوریکه در بازار مسکن امریکا ، آنعده کارگرانی که خانه های رهایشی شان بعنوان ضمانت ثبت راجستر میباشد، درخواست شان برای تبدیل خانه های رهایشی آنها به پول نقد از طرف دولت امریکا رد گردیده واین امر باعث بوجود آمدن افراد بدهکار به نظام بانکی آنکشور شده است.
کشور اندونزیا:
هزاران نفر از مردم اندونزیا نیز با تجمع درمیدان اصلی جاکارتا در روز جهانی کارگر ( اول می) اعتراض خود را به سیاست های این کشور نشان دادند.
بسیاری از افراد معترضی که در جاکارتا جمع شده بودند، کارگران روزمزدی بودند که از شهرهای دیگر این کشور به مرکز اندونزیا آمده تا در این تظاهرات شرکت کنند.
ایجاد برنامه های رفاهی اجتماعی جدید از خواسته های مردم اندونزیا ست که از جمله خواسته های آنها را می توان درخواست کوپون برای بیمه عمر و برنامه های مناسب به بازنشسته ها و سالمندان اشاره کرد.
بنا به گزارش رسانه های خبری ، در حین برگزاری این تظاهرات 250 نفر از نیروهای امنیتی این کشور مراقب برگزاری تظاهرات بودند تا مردم نتوانند اعتراض های خود را گسترده تر کنند.
اقتصاد اندونزی از آن جهت حائز اهمیت میباشد که قرار است تا سال 2015 میلادی سه کشور اندونزیا، چین و هند مجموعا 10هزار میلیارد دالر را از سرمایه های دنیا تولید کنند.
کشور فیلیپین:
هزاران نفر از مردمان فیلیپین روز جهانی کارگر ( اول می ) را با شکوه برگزار نمودند و خواستار افزایش حقوق خود و اختصاص تسهیلات بیشتری برای زندگی شان شدند.
مردم این کشور معتقداند که قیمت های بصورت سرسام اوری درین کشور رو به افزایش است و هیچگونه توجه ای از طرف مقامات دولتی آنکشور در مقابل وضع فقر و بیچارگی کارگران به عمل نمی آید.
به اساس آماری که رسانه های خبری ارائه داشته اند ، تقریبا نیمی از نیروی کار موجود در فیلیپین را دهقانان فقیر تشکیل میدهد که در بخش کشاورزی مشغول هستند و محصول عمده این بخش برنج میباشد.
از صنایع بزرگ دیگر میتوان به صنعت نساجی، مواد غذایی، دوا سازی، تاسیسات برق و صنایع دستی اشاره کرد که بخش گردش گری هم نقش مهمی در رونق اقتصاد فیلیپین دارد.
کشور آلمان:
تظاهرات گسترده روز جهانی کارگر ( اول می ) در هامبورگ آلمان 10 کشته بر جای گذاشت که درین تظاهرات که در شهر شمالی هامبورگ روی داد ، درگیری شدیدی بین نیروهای امنیتی و مردم این کشور صورت گرفت.
این درگیری ها با پرتاب سنگ و بمب همراه بود که بر اثر آن چند عراده موتر تیزرفتار و یک عراده موتر آشغالی که از شاروالی آن شهر به جاده آمده بود به آتش کشیده شد.
به اساس گزارش مطبوعات جهان ، درین درگیری ها که حدود 2500 پولیس برای برقرار امنیت به کار گرفته شده بودند، برای تفرقه افگنی میان مردم از موترهای اطفائیه کارگرفتند.
پارسال نیز در شهر هامبورگ آلمان ، هنگام برگزاری روز جهانی کارگر زد و خوردی میان مردم وپولیس روی داد که در آن 5 پولیس امنیتی و چند نفر از مردمان معترض در آن کشور کشته شدند.
خبرها حاکی از آن است که از چند روز قبل از اول می حدود 4 هزار نیروی امنیتی پولیس در شهر برلین آلمان برای برقرار امنیت راه ورودی به جاده های اصلی شهر را مسدود ساخته بودند.
رشد اقتصادی آلمان طی سال 2009 بیش از 5 درصد کاهش داشته است و دولت این کشور توانسته تا موفقیت هایی در زمینه جلوگیری از کاهش کسر بودجه تا پایان سال 2009 را کسب کند.
در سالهای 2009 و 2010 برای نخستین بار بود که طی شش سال گذشته فعالیتهای اقتصادی آلمان با رکود روبرو شد و میزان صادرات این کشور بیش از 14.7 فیصد کاهش یافت.
بر اساس گزارش موسسه آمار آلمان میزان سرمایه گذاری تجاری در این کشور نیز بیش از 20 فیصد کاهش داشته است. قبلا نیز رشد اقتصادی آلمان در طول سال های 1931 و 1932 میلادی بیش از 7 درصد کاهش یافته بود .
رشد اقتصادی آلمان طی سال 2008 به کمتر از 1.3 فیصد رسید و گفته میشود که این رقم امسال به کمتر از 1.2 فیصد رسیده است.
کسر بودجه این کشور نیز سال گذشته به 77.2 میلیارد یورو رسید که این رقم معادل 3.2 فیصد تولید ناخالص داخلی این کشور است و گفته میشودکه کسر بودجه آلمان امسال به 5 درصد تولید ناخالص داخلی افزایش خواهد یافت.
کشور ترکیه:
صدها نفر از مردم ترکیه نیز در روز جهانی کارگر ( اول می) در میدان تقسیم استانبول جمع شدند و خواستار فرصت های شغلی بیشتر، درآمدهای بالاتر و شرایط کاری بهتر گردیدند. این تجمع کارگری در استامبول یک تجمع نسبتا آرام به شمار رفت.
اقتصاد ترکیه ترکیبی از صنایع بومی و مدرن است که روز به روز بر دامنه اش افزوده میشود و تولیدات فراوان کشاورزی ترکیه درسال 2005 رتبه هفتم جهان را بدست آورد و در سال 2006 برای 11.2 فیصد از مردم ترکیه زمینه اشتغال را فراهم ساخت.
به هر حال :
اگر به گزارش های خبری از سراسر جهان در روز اول می ( روز جهانی کارگر) نظر اندازیم دیده میشود که روز جهانی کارگر در سراسر دنیا با حضور چشم گیر نیروهای پولیس امنیتی دول گوناگون برگزار گردیده است.
مناسبت اول ماه می، به عنوان روز جهانی کارگر به این خاطر بوده است که در چهارم ماه می سال 1886 میلادی و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران امریکائی در شهر شیکاگو، پولیس به روی آنان آتش گشود و شماری زیادی از کارگران کشته، عدهای مجروح و بعداً چهارتن نیز اعدام گردیدند. کارگرانی که در آن روزها دست به اعتصاب همگانی زده بودند، خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به 8 ساعت بوده اند.
روز اول ماه می ، به عنوان جشن جهانی کارگران مدتها ست مورد قبول اکثریت کشورهای جهان قرار گرفته است و امروزه در بیشتر کشورهای جهان این روز تعطیل رسمی به شمار میرود؛ ولی متاسفانه کارگران و زحمتکشان افغانستانی ازین روز تعطیلی بی بهره مانده اند.
*******************************************************
مایوس نباشید،سوگواری نکنید،پراکنده نشوید بلکه سازمان دهید!
کارگران و زحمتکشان افغانستانی در شرایط بس حساس و دشوار، زندگی را سپری میکنند.
ناهنجاری های اجتماعی از قبیل : فقر ، بیکاری ، گرسنگی ، محرومیت از تحصیل، آوارگی ، گدائی ، تحقیر و توهین ، بازماندن ازتشکیل خانواده ، نا امنی، جنگ ، بی حقوقی، اعتیاد ، بی خانمانی ، تن فروشی و هزاران نمونه دیگر ، همه و همه حکایت از رنج بارز انسانی دارد. رنجی که اگر ما آنرا بدانیم و درک نکنیم از ما موجوداتی بی تفاوت خواهد ساخت که از اصالت انسانی خود خواسته و ناخواسته فاصله میگیریم.
کارگران و زحمتکشان افغانستانی در شرایطی زندگی را سپری میکنند که این ناهنجاری های اجتماعی از طرف نیروهای خارجی بیشتر از پیش دامن زده میشود و آنها را در محراق فقر و بدبختی می چرخاند و شرایط زندگی را برایشان سخت نموده و عرصه را برایشان تنگ و تنگ تر میسازد.
کارگران باید پیرامون مشکلات اجتماعی که دامن گیر شان شده و هر روز آنها را به قهقراء سوق میدهد، بیشتر از گذشته فکر کنند، میانشان به بحث بپردازند و کوشش نمایند موقعیت اجتمای خویش را بیابند و بینش طبقاتی شان را بالا ببرند.
متاسفانه عده قلیلی از کارگران وقتی به مشکلی مواجه شوند و یا حادثه غم انگیزی برایشان پیش آید ، در خلوت خود فرو رفته ، مایوس میشوند ، سوگواری میکنند، پراکنده شده و به انزوا کشانیده میشوند.
ایا آنکه مزد کمی میدهد ، آنکه کارگر و زحمتکش این وطن را تحقیر وتوهین میکند ، آنکه کارگران را به هر دلیل از کار اخراج مینماید ، طبقه حاکم نیست؟ آیا آنانیکه فقر و بیچارگی را به بار می اورد ، فساد را در جامعه گسترش میدهد ، نا امنی و جنگ را به ما تحمیل میکند و ذلت و خواری را به ارمغان می آورد ، نیروهای متجاوز اشغالگر و مزدوران میهن فروشان نیستند؟ این بسیار منزجر کننده و تاسف بار است ، به این دلیل است که میگوییم باید سازماندهی کنیم.
مقاومت و مقابله کردن به خاطر اعاده حیثیت و حقوق حقه کارگران و زحمتکشان جامعه باعث تقویت روحیه همبستگی کارگران و زحمتکشان خواهد شد نه باعث تضعیف و سرخوردگی! ما مطمئن هستیم که اگر کارهای سیاسی و تشکیلاتی سازمان یافته خود را با پشتکار و جدیت تمام به پیش ببریم ، مبارزات سیاسی هرگز بی ثمر نخواهد ماند، بلکه نهایتا نتیجه بخش نیز میباشد. درین مبارزه بی امان امکان آن هم هست که یکباره به هدفهای والای مان نرسیم ، ولی چون افراد مبارز هستیم و سازماندهی میکنیم و بر حسب مرام والای انسانی با اعتقاد کامل برای به دست آوردن حقوق پایمال شده خویش بپا خاسته ایم و برای بیرون راندن نیروی های متجاوزی که وضعیت فلاکت باری را برای ما کارگران و زحمتکشان بوجود آورده اند، مبارزه میکنیم و پابه پای آن برای از بین بردن ستم طبقاتی که برما تحمیل گردیده می رزمیم ، نباید از دشواری ها بترسیم و هراس داشته باشیم و از شکست ها مایوس گردیم ، بلکه بیش از پیش کار خود را باید با جدیت تمام و با پشتکاری بی امان و سعی خستگی ناپذیر، حتی در مشکل ترین و سخترین شرایط تا پیروزی نهائی ادامه دهیم.
زیرا معتقدیم که " مبارزه شکست ، بازهم مبارزه بازهم شکست ، بازهم مبارزه و سرانجام پیروزی!"
به امید چنین روزی
" هسته کارگری مبارز افغانستان"
28 سنبله 2011
*****************************************************
وضعیت نابسامان کارگران سرگذر
عتیق : 11 سنبله 1390
هر روز صبح، عده کثیری از کارگران شهر هرات که از راه های دور و نزدیک پیاده یا سواره بر بایسکل های شکسته و کهنه خویش ، به مناطق مختلفی چون ، پای حصار ، بادمرغان، غوردرواز و جاهای دیگری از شهر، برای بدست آوردن لقمه نانی از درک فروش نیروی کار خویش جمع میشوند و از ساعت 5 صبح تا ظهر در این محلات در گرما و سرما می ایستند تا بتوانند نیروی کار خود را در بدل قیمت ناچیزی بفروش برسانند؛ هر گاه اگر کسی درین محلات بدنبال کارگر بیاید بیش از ده ها نفر از روی مجبوریت گرداگرد او جمع شده و با خواهش و تمنا می خواهند تا آنها را به خدمت بگیرد، اما این نیرویی که آنان دارند یا خریدار ندارد و یا هم زمینه کار آنقدر مهیا نیست تا کلیه کارگران به خدمت گرفته شود!
این وضعیت فلاکت بار کارگران افغانستانی ، روز بروز بدتر شده و بر تعداد کارگران بیکار هر روز افزوده میگردد که قابل نگرانی است.
از طرف دیگر، هر روز بر قیمت اجناس و مواد اولیه افزوده میشود و در مقابل آن ، مزد کارگران رنج کشیده در جای خود باقی است، حتی همان هم بطور متدوام و دوامدار وجود ندارد. نه زمینه کار و اشتغال برایشان بطور مستمر و پیگیر مساعد است و نه هم بیمه اجتماعی و تضمین کار!
کارگرانی که برای تصاحب لقمه نانی به این محلات رجوع می آورند ، همه شان بیسواد نبوده بلکه در میان شان نیز میتوان افراد تحصیل کرده با درجات تحصیلی متفاوت یافت؛ همانند: معلمان رنجدیده و ماموران اسبق دولتی که در رژیم های قبلی وظیفه ای داشته اند، نظر به شرایط زندگی شان به کار مزدی روی آورده اند. کارگرانی که بیسواد باقیمانده اند شرایط زندگی آنها را در خود پیچانده و در طول دوران زندگی شان زمینه درس خواندن برایشان وجود نداشته است.
تا حال هیچگاهی رژیم های گذشته و رژیم دست نشانده کنونی در فکر راه چاره برای اشتغال این قشر زحتمکش و توده های ستم کشیده نبوده اند و این کتله عظیم پیکر جامعه افغانستانی هرزمان آواره و سرگردان و بی سرپناه گاهی در ایران و گاهی در پاکستان مهاجر شده و برای بدست آوردن لقمه نانی به هر ذلت و خواری تن داده اند و بیش از حد بهره داده اند.
وضعیت ناخوشایند کارگران و شرایط سیاسی – اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی تحمیل شده بر وضعیت کنونی جامعه، عده ای را وادار نمود تا بخاطر اعاده حقوق حقه کارگران و زحمتکشان بپاخاسته و " هسته کارگری مبارز افغانستان" را تشکیل دهند، برای متشکل ساختن هم قطاران خود شب وروز تلاش نمایند و به بسیج فشرده کارگران و زحمتکشان بپردازند، تا بتوانند ازین طریق توده های رنج کشیده و مستضعف را بینش طبقاتی دهند، خواسته های برحق کارگران و زحمتکشان جامعه را انعکاس داده و صدای اعتراض کارگران رنج دیده جامعه را به گوش جهانیان برسانند.
به این خاطر برای متحقق شدن این وظیفه خطیر است که کارگران و زحمتکشان باید به دور هم جمع شده و بیشتر از پیش منسجم گردند تا حقوق از دست رفته شان را بازیابند و زندگی آرام و خوشی را برای خود و همقطاران خود و نسل آینده ، طوری به وجود آورند که سالها ماندگار گردد.
به امید چنین روزی!
زنده باد آزادی!
زنده باد برابری!