تبليغاتX
هسته كارگري مبارز افغانستان

هسته كارگري مبارز افغانستان

اول می ، روز همبستگی کارگران !

"كارگران افغانستان بايد مستقلانه متشكل شوند"

کارگران و زحمتکشان !

بعد از فروپاشی دوره توحش و بربریت ، زندگی انسانها دیگرگون گشت. با به میان آمدن مالکیت خصوصی جامعه به دو طبقه بهره ده و بهره کش تقسیم گردید.

از آغاز تقسیم جامعه به بهره دهندگان و بهره کشان، مبارزه طبقاتی شروع گردید. قیام های پی در پی بردگان، برده داران را وادار به عقب نشینی نمود و جامعه برده داری را به جامعه فئودالی تبدیل کرد. به همین طریق به اثر مبارزات و قیام های خونین دهقانان ، نطفه های سرمایه داری در بطن فئودالیزم زاده شد و سرمایه داری توانست که رهبری دهقانان را به دست گرفته و جامعه فئودالی را به جامعه سرمایه داری تغییر دهد. همراه سرمایه داری گورکنان آن یعنی طبقه کارگر عرض وجود نمود.

از همان آغاز جامعه سرمایه داری، مبارزات کارگران علیه نظام سرمایه داری و علیه سرمایه داران شروع گردیده و تا زمانی که این نظام استثمارگرانه وجود داشته باشد، همچنان ادامه خواهد یافت. این مبارزات از یکطرف به موفقیت های عظیم جهانی دست یافته و از طرف دیگر در مواجهه با سرکوبگری های سرمایه داری شکست های سختی را متحمل گردیده است. یکی از دستاورد های مبارزاتی جهانی کارگران ، تثبیت روز اول می به عنوان روز جهانی کارگر است.  

کارگران جهان ، سازمان ها و هسته های کارگری با درد و رنج فراوان ، کار طاقت فرسا و مبارزات خستگی ناپذیر توام با قربانی، اول ماه می را بعنوان یک روز بین المللی، روز شناخت جایگاه و خواست ها، روز شمارش رنجها و جنایات سرمایه داری در تاریخ بشریت رقم زدند.

اما متاسفانه باید گفت که در افغانستان کنونی نه تنها جایگاهی برای چنین روزی در نظر گرفته نشده و رسمیت قانونی ندارد بلکه حتی کارگران و زحمتکشان این جامعه در وضعیت بسیار فلاکت باری زندگی خویش را سپری میکنند. کارگران و زحمتکشان افغانستانی در طی یازده سال که از حاکمیت دولت دست نشانده و باداران خارجی اش میگذرد نه تنها وضعیت زندگی شان بهبود حاصل نکرده بلکه وضعیت زندگی شان خرابتر ازقبل شده است. تعداد زیادی از کارگران زحمتکش کشور برای پیدا کردن لقمه نانی به کشورهای همسایه ایران وپاکستان مهاجر شده و به شدیدترین وجهی مورد بهره کشی قرار میگیرند.  

در داخل کشور وضع بدتر از کشورهای همسایه است، زیرا عده كمي از کارگران میتوانند كار پيدا نمايند، و کار اکثریت شان موقتي و فصلي بوده و يا مزد كار شان آنقدر ناچيز است كه حتي تكافوي مصرف متوسط يك فرد مجرد را هم كرده نمي تواند، چه رسد به مصرف يك خانواده! برنامه باز سازي رژيم مزدور و اربابان خارجي اش، باعث بيكاري و در بدري روز افزون كارگران افغانستان شده است. بدین ملحوظ است که میگوییم کارگران افغانستاني بيشتر از هر زمان ديگري نياز دارند كه مستقلانه خود را سازماندهي نمايند و بصورت متشكل براي تامين حقوق شان مبارزه نمايند.

" هسته کارگری مبارز افغانستان " از همان آغاز فعالیتش در افغانستان اعلام داشت که :

تلاش میورزیم تا يك تشکل مستقل  کارگری بخاطر مبارزه علیه بیدادگری و تغییر وضعیت موجود ایجاد نمائیم.  

تلاش میورزیم تا کارگران را در سائر نقاط كشور براي تشكيل هسته هاي كارگري مبارز تشویق نموده و متشکل شان سازیم.

تلاش میورزیم تا سطح مبارزاتي اين هسته هاي كارگري را ارتقاء داده پیوند تنگاتنگ میان شان بخاطر مبارزه مشترک ایجاد کنیم.

" هسته کارگری مبارز افغانستان " ضمن تبریکی روز جهانی کارگر به تمام کارگران و زحمتکشان بار دیگر یادآوری مینماید که کارگران براي پيشبرد مبارزات حق طلبانه شان و براي مبارزه در راه ايجاد يك جامعه كاملا انساني بايد مستقلانه متشكل شوند. تشكيل هسته كارگري مبارز افغانستان، اولين گام مبارزاتي مستقل كارگران افغانستان در اين مسير طولاني مبارزاتي است. يقين كامل داريم كه اين گام كوچك و ابتدايي مبارزاتي ما نه تنها مورد حمايت شخصيت ها و نيروهاي مبارز افغانستاني، بلكه مورد حمايت شخصيت ها و نيروهاي مبارز سائر كشور ها، بخصوص تشكلات كارگري مبارز، قرار خواهد گرفت.

"هسته كارگري مبارز افغانستان"

اول می 2012

12 ثور 1391

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

تدویر هر نوع لویه جرگه

خیانتی است به کشور و مردمان این کشور !

لویه جرگه ها میراث شوم فئودالی است ، مردم ما آنرا محکوم میکنند!

اگر به تاریخ ظهور لویه جرگه ها نظر اندازیم لویه جرگه به مفهوم مجلس بزرگ قومی است که از سران اقوام و قبایل پشتون در مناطق جنوب شرق افغانستان در گذشته های چندین صد ساله تشکیل میگردیده است  ونمونه بارز این جرگه ها ( جلسه های قومی ) همان لویه جرگه مشهوری است که احمدشاه دورانی را به سلطنت افغانستان منصوب ساخت؛ اما با گذشت زمان و تغییراتی که در وضعیت اجتماعی و قبایل افغانستان و خصوصا قبایل پشتون به وجود آمده است ( حتی در جنوب و شرق افغانستان ) و با به میان آمدن شهرهای کلان مانند قندهار ، جلال آباد ، گرشک و دیگر شهرهای جنوب وجنوب شرق افغانستان ، سنت های قبیلوی و عشایری دیگر جای خود را به مناسبات شهری و مدنی واگذار کرده است و " رسم و رواج " جرگه و لویه جرگه دیگر به موزیم تاریخ سپرده شده است. اما استعمار پیر و حکومت دست نشانده ، شاه شجاع سوم که رگ خواب غفلت مردم را فقط در زنده نگه داری سنت های مرده و رسم و رواج های کهنه می بیند این بار میخواهد مشروعیت واگذاری پایگاه های نظامی را به اربابان امریکائی – انگلیسی اش باز هم از طریق لویه جرگه فراهم نماید و به نحوی گناه این وطن فروشی خود را به گردن ریش سفیدان و سران اقوام و روحانیت این خطه بیاندازد.حکومت دست نشانده تحت الحمایه، با اغفال این سران میخواهد تا سند خیانت ملی خود را ذریعه این اشخاص مهر و تاپه نماید و مشروعیت به اصطلاح ملی دهد، اما غافل ازینکه جامعه امروزی افغانستان دیگر دوران امیر محمد یعقوب و امیر عبدالرحمن و شاه شجاع اول نیست، مردم ما در کوره جنگ، سیاست را آموخته اند و هر حرکت کوچک و کلان استعمارگران بین المللی و مزدوران وطن فروش شان را تحلیل و ارزیابی دارند .

مردم ما هر نوع تدویر پوشالی لویه جرگه ، خصوصا به منظور واگذاری پایگاه های نظامی به اجانب و اشغالگران را ، شدیدا محکوم و آنرا خیانت ملی می شناسند و مرتکبین آن را خاین به کشور و مردم و در پیشگاه تاریخ قابل محاکمه و توبیخ میدانند.

مرگ بر اشغالگران ونوکران حلقه به گوش آنها

مرگ بر جیره خواران وطن فروش و ایادی شان

مرگ بر معامله گران سیاسی سرنوشت افغانستان

 

" هسته کارگری مبارز افغانستان"

25 عقرب 1390

 

*****************************************

شماره چهارم " کارگران سخن میگویند" شامل مقالات ذیل است:

عناوین مندرج این شماره:

 

1-      مایوس نباشید ، سوگواری نکنید ، پراکنده نشوید بلکه سازمان دهید               

2-      وضعیت نابسمان کارگران سرگذر                                                     

3-      بي پروايي منسوبين نظام يا بي كفايتي رژيم                                           

4-      بیکاری معضلی بر سر راه کارگران افغانستان                                        

5-      به کسانیکه بدی ها را دوست ندارند!                                                   

6-      مزد کنونی کارگران در شان کارگران نیست!                                          

7-      مصاحبه با یک تن از کارگران ماین پاکی در شهر هرات                           

8-      پیروز باد مبارزات برحق مردم لیبی                                                    

9-      کارگران متحد شوید                                                                       

10-   اعلامیه روز جهانی کارگر                                                               

11-   گزارشی از وضعیت واحد های کارگری جهان در روز اول می 2011                       

12-    وضعیت کارگران افغانستانی در اردوگاه های ایران                                 

برای دریافت نسخه قابل چاپ روی کارگران سخن می گویند کلیک نماید

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

 

گزارشی از وضعیت واحد های کارگری جهان

در روز اول می 2011

 

کشور امریکا:

مردمی که مخالف سیاست واحدهای کارگری این کشور هستند، روز اول می ، وارد جاده های اصلی شهر واشنگتن دی- سی شده و تلاش نمودند که نشانه های اعتراض خود را به گوش جهانیان برسانند.

بحران مالی آمریکا مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی است که اولین بار در سال 2005 ظاهر شد و کماکان به قوت خود باقی است.  مشخصه اصلی چنین بحرانی در کاهش پول نقد در نظام بانکی آنکشور بحساب رفته است. طوریکه در بازار مسکن امریکا ، آنعده کارگرانی که خانه های رهایشی شان بعنوان ضمانت ثبت راجستر میباشد، درخواست شان برای تبدیل خانه های رهایشی آنها به پول نقد از طرف دولت امریکا رد گردیده واین امر باعث بوجود آمدن افراد بدهکار به نظام بانکی آنکشور شده است.

کشور اندونزیا:

هزاران نفر از مردم اندونزیا نیز با تجمع درمیدان اصلی جاکارتا در روز جهانی کارگر ( اول می) اعتراض خود را به سیاست های این کشور نشان دادند.

بسیاری از افراد معترضی که در جاکارتا جمع شده بودند، کارگران روزمزدی بودند که از شهرهای دیگر این کشور به مرکز اندونزیا آمده تا در این تظاهرات شرکت کنند.

ایجاد برنامه های رفاهی اجتماعی جدید از خواسته های مردم اندونزیا ست که از جمله خواسته های آنها را می توان درخواست کوپون برای بیمه عمر و برنامه های مناسب به بازنشسته ها و سالمندان اشاره کرد.

بنا به گزارش رسانه های خبری ، در حین برگزاری این تظاهرات 250 نفر از نیروهای امنیتی این کشور مراقب برگزاری تظاهرات بودند تا مردم نتوانند اعتراض های خود را گسترده تر کنند.

اقتصاد اندونزی از آن جهت حائز اهمیت میباشد که قرار است تا سال 2015 میلادی سه کشور اندونزیا، چین و هند مجموعا 10هزار میلیارد دالر را از سرمایه های دنیا تولید کنند.

 کشور فیلیپین:

هزاران نفر از مردمان فیلیپین روز جهانی کارگر ( اول می ) را با شکوه برگزار نمودند و خواستار افزایش حقوق خود و اختصاص تسهیلات بیشتری برای زندگی شان شدند.

مردم این کشور معتقداند که قیمت های بصورت سرسام اوری درین کشور رو به افزایش است و هیچگونه توجه ای از طرف مقامات دولتی آنکشور در مقابل وضع فقر و بیچارگی کارگران به عمل نمی آید.

به اساس آماری که رسانه های خبری ارائه داشته اند ، تقریبا نیمی از نیروی کار موجود در فیلیپین را دهقانان فقیر تشکیل میدهد که در بخش کشاورزی مشغول هستند و محصول عمده این بخش برنج می‌باشد.

از صنایع بزرگ دیگر می‌توان به صنعت نساجی، مواد غذایی، دوا سازی، تاسیسات برق و صنایع دستی اشاره کرد که بخش گردش گری هم نقش مهمی در رونق اقتصاد فیلیپین دارد.

کشور آلمان:

تظاهرات گسترده روز جهانی کارگر ( اول می ) در هامبورگ آلمان 10 کشته بر جای گذاشت که درین تظاهرات که در شهر شمالی هامبورگ روی داد ، درگیری شدیدی بین نیروهای امنیتی و مردم این کشور صورت گرفت.

این درگیری ها با پرتاب سنگ و بمب همراه بود که بر اثر آن چند عراده موتر تیزرفتار و یک عراده موتر آشغالی که از شاروالی آن شهر به جاده آمده بود به آتش کشیده شد.

به اساس گزارش مطبوعات جهان ، درین درگیری ها که حدود 2500 پولیس برای برقرار امنیت به کار گرفته شده بودند، برای تفرقه افگنی میان مردم از موترهای اطفائیه کارگرفتند.

پارسال نیز در شهر هامبورگ آلمان ، هنگام برگزاری روز جهانی کارگر زد و خوردی میان مردم وپولیس روی داد که در آن 5 پولیس امنیتی و چند نفر از مردمان معترض در آن کشور کشته شدند.

خبرها حاکی از آن است که از چند روز قبل از اول می حدود 4 هزار نیروی امنیتی پولیس در شهر برلین آلمان برای برقرار امنیت راه ورودی به جاده های اصلی شهر را مسدود ساخته بودند.

رشد اقتصادی آلمان طی سال 2009 بیش از 5 درصد کاهش داشته است و  دولت این کشور توانسته تا موفقیت هایی در زمینه جلوگیری از کاهش کسر بودجه تا پایان سال 2009 را کسب کند.

در سالهای 2009 و 2010 برای نخستین بار بود که  طی شش سال گذشته فعالیتهای اقتصادی آلمان با رکود روبرو شد و میزان صادرات این کشور بیش از 14.7 فیصد کاهش یافت.

بر اساس گزارش موسسه آمار آلمان میزان سرمایه گذاری تجاری در این کشور نیز بیش از 20 فیصد کاهش داشته است. قبلا نیز رشد اقتصادی آلمان در طول سال های 1931 و 1932 میلادی بیش از 7 درصد کاهش یافته بود .

رشد اقتصادی آلمان طی سال 2008 به کمتر از 1.3 فیصد رسید و گفته میشود که این رقم امسال به کمتر از 1.2 فیصد رسیده است.

کسر بودجه این کشور نیز سال گذشته به 77.2 میلیارد یورو رسید که این رقم معادل 3.2 فیصد تولید ناخالص داخلی این کشور است و گفته میشودکه کسر بودجه آلمان امسال به 5 درصد تولید ناخالص داخلی افزایش خواهد یافت.

کشور ترکیه:

صدها نفر از مردم ترکیه نیز در روز جهانی کارگر ( اول می) در میدان تقسیم استانبول جمع شدند و خواستار فرصت های شغلی بیشتر، درآمدهای بالاتر و شرایط کاری بهتر گردیدند. این تجمع کارگری در استامبول یک تجمع نسبتا آرام به شمار رفت. 

اقتصاد ترکیه ترکیبی از صنایع بومی و مدرن است که روز به روز بر دامنه اش افزوده می‌شود و تولیدات فراوان کشاورزی ترکیه درسال 2005 رتبه هفتم جهان را بدست آورد و در سال 2006 برای 11.2 فیصد از مردم ترکیه زمینه اشتغال  را فراهم ساخت.  

به هر حال :

اگر به گزارش های خبری از سراسر جهان در روز اول می ( روز جهانی کارگر) نظر اندازیم دیده میشود که روز جهانی کارگر در سراسر دنیا با حضور چشم گیر نیروهای پولیس امنیتی دول گوناگون برگزار گردیده است.

مناسبت اول ماه می، به عنوان روز جهانی کارگر به این خاطر بوده است که در چهارم ماه می سال 1886 میلادی و در چهارمین روز اعتصاب و تجمع کارگران امریکائی در شهر شیکاگو، پولیس به روی آنان آتش گشود و شماری زیادی از کارگران کشته، عده‌ای مجروح و بعداً چهارتن نیز اعدام گردیدند. کارگرانی که در آن روزها دست به اعتصاب همگانی زده بودند، خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ده ساعت به 8 ساعت بوده اند.

روز اول ماه می ، به عنوان جشن جهانی کارگران مدتها ست مورد قبول اکثریت کشورهای جهان قرار گرفته است و امروزه در بیشتر کشورهای جهان این روز تعطیل رسمی به شمار میرود؛ ولی متاسفانه کارگران و زحمتکشان افغانستانی ازین روز تعطیلی بی بهره مانده اند.

 

*******************************************************

مایوس نباشید،سوگواری نکنید،پراکنده نشوید بلکه سازمان دهید!

کارگران و  زحمتکشان افغانستانی در شرایط بس حساس و دشوار، زندگی را سپری میکنند.

ناهنجاری های اجتماعی از قبیل : فقر ، بیکاری ، گرسنگی ، محرومیت از تحصیل، آوارگی ، گدائی ، تحقیر و توهین ، بازماندن ازتشکیل خانواده ، نا امنی، جنگ ، بی حقوقی، اعتیاد ، بی خانمانی ، تن فروشی و هزاران نمونه دیگر ، همه و همه حکایت از رنج بارز انسانی دارد. رنجی که اگر ما آنرا بدانیم و درک نکنیم از ما موجوداتی بی تفاوت خواهد ساخت که از اصالت انسانی خود خواسته و ناخواسته فاصله میگیریم.

کارگران و زحمتکشان افغانستانی در شرایطی زندگی را سپری میکنند که این ناهنجاری های اجتماعی از طرف نیروهای خارجی بیشتر از پیش دامن زده میشود و آنها را در محراق فقر و بدبختی می چرخاند و شرایط زندگی را برایشان سخت نموده و عرصه را برایشان تنگ و تنگ تر میسازد.

کارگران باید پیرامون مشکلات اجتماعی که دامن گیر شان شده و هر روز آنها را به قهقراء سوق میدهد، بیشتر از گذشته فکر کنند، میانشان به بحث بپردازند و کوشش نمایند موقعیت اجتمای خویش را بیابند و بینش طبقاتی شان را بالا ببرند.

متاسفانه عده قلیلی از کارگران وقتی به مشکلی مواجه شوند و یا حادثه غم انگیزی برایشان پیش آید ، در خلوت خود فرو رفته ، مایوس میشوند ، سوگواری میکنند، پراکنده شده و به انزوا کشانیده میشوند.

ایا آنکه مزد کمی میدهد ، آنکه کارگر و زحمتکش این وطن را تحقیر وتوهین میکند ، آنکه کارگران را به هر دلیل از کار اخراج مینماید ، طبقه حاکم نیست؟ آیا آنانیکه فقر و بیچارگی را به بار می اورد ، فساد را در جامعه گسترش میدهد ، نا امنی و جنگ را به ما تحمیل میکند و ذلت و خواری را به ارمغان می آورد ، نیروهای متجاوز اشغالگر و مزدوران میهن فروشان نیستند؟ این بسیار منزجر کننده و تاسف بار است ، به این دلیل است که میگوییم باید سازماندهی کنیم.

مقاومت و مقابله کردن به خاطر اعاده حیثیت و حقوق حقه کارگران و زحمتکشان جامعه باعث تقویت روحیه همبستگی کارگران و زحمتکشان خواهد شد نه باعث تضعیف و سرخوردگی! ما مطمئن هستیم که اگر کارهای سیاسی و تشکیلاتی سازمان یافته خود را با پشتکار و جدیت تمام به پیش ببریم ، مبارزات سیاسی هرگز بی ثمر نخواهد ماند، بلکه نهایتا نتیجه بخش نیز میباشد. درین مبارزه بی امان امکان آن هم هست که یکباره به هدفهای والای مان نرسیم ، ولی چون افراد مبارز هستیم و سازماندهی میکنیم و بر حسب مرام والای انسانی با اعتقاد کامل برای به دست آوردن حقوق پایمال شده خویش بپا خاسته ایم  و برای بیرون راندن نیروی های متجاوزی که وضعیت فلاکت باری را برای ما  کارگران و زحمتکشان بوجود آورده اند، مبارزه میکنیم و پابه پای آن برای از بین بردن ستم طبقاتی که برما تحمیل گردیده می رزمیم ، نباید از دشواری ها بترسیم و هراس داشته باشیم  و از شکست ها مایوس گردیم ، بلکه بیش از پیش کار خود را باید با جدیت تمام و با پشتکاری بی امان و سعی خستگی ناپذیر، حتی در مشکل ترین و سخترین شرایط تا پیروزی نهائی ادامه دهیم.

زیرا معتقدیم که " مبارزه شکست ، بازهم مبارزه بازهم شکست ، بازهم مبارزه و سرانجام پیروزی!"

به امید چنین روزی

" هسته کارگری مبارز افغانستان"

28 سنبله 2011

 *****************************************************

وضعیت نابسامان کارگران سرگذر

عتیق : 11 سنبله 1390

هر روز صبح، عده کثیری از کارگران شهر هرات که از راه های دور و نزدیک پیاده یا سواره بر بایسکل های شکسته و کهنه خویش ، به مناطق مختلفی چون ، پای حصار ، بادمرغان، غوردرواز و جاهای دیگری از شهر، برای بدست آوردن لقمه نانی از درک فروش نیروی کار خویش جمع میشوند و از ساعت 5 صبح تا ظهر در این محلات در گرما و سرما می ایستند تا بتوانند نیروی کار خود را در بدل قیمت ناچیزی بفروش برسانند؛ هر گاه اگر کسی درین محلات بدنبال کارگر بیاید بیش از ده ها نفر از روی مجبوریت گرداگرد او جمع شده و با خواهش و تمنا می خواهند تا آنها را به خدمت بگیرد، اما این نیرویی که آنان دارند یا خریدار ندارد و یا هم زمینه کار آنقدر مهیا نیست تا کلیه کارگران به خدمت گرفته شود!

این وضعیت فلاکت بار کارگران افغانستانی ، روز بروز بدتر شده و بر تعداد کارگران بیکار هر روز افزوده میگردد که قابل نگرانی است.

از طرف دیگر، هر روز بر قیمت اجناس و مواد اولیه افزوده میشود و در مقابل آن ، مزد کارگران رنج کشیده در جای خود باقی است، حتی همان هم بطور متدوام و دوامدار وجود ندارد. نه زمینه کار و اشتغال برایشان بطور مستمر و پیگیر مساعد است و نه هم بیمه اجتماعی و تضمین کار!

کارگرانی که برای تصاحب لقمه نانی به این محلات رجوع می آورند ، همه شان بیسواد نبوده بلکه در میان شان نیز میتوان افراد تحصیل کرده با درجات تحصیلی متفاوت یافت؛ همانند: معلمان رنجدیده و ماموران اسبق دولتی که در رژیم های قبلی وظیفه ای داشته اند، نظر به شرایط زندگی شان به کار مزدی روی آورده اند. کارگرانی که بیسواد باقیمانده اند شرایط زندگی آنها را در خود پیچانده و در طول دوران زندگی شان زمینه درس خواندن برایشان وجود نداشته است.

تا حال هیچگاهی رژیم های گذشته و رژیم دست نشانده کنونی در فکر راه چاره برای اشتغال این قشر زحتمکش و توده های ستم کشیده نبوده اند و این کتله عظیم پیکر جامعه افغانستانی هرزمان آواره و سرگردان و بی سرپناه گاهی در ایران و گاهی در پاکستان مهاجر شده و برای بدست آوردن لقمه نانی به هر ذلت و خواری تن داده اند و بیش از حد بهره داده اند.

وضعیت ناخوشایند کارگران و شرایط سیاسی – اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی تحمیل شده بر وضعیت کنونی جامعه، عده ای را وادار نمود تا بخاطر اعاده حقوق حقه کارگران و زحمتکشان بپاخاسته و " هسته کارگری مبارز افغانستان" را تشکیل دهند، برای متشکل ساختن هم قطاران خود شب وروز تلاش نمایند و به بسیج فشرده کارگران و زحمتکشان بپردازند، تا بتوانند ازین طریق توده های رنج کشیده و مستضعف را بینش طبقاتی دهند، خواسته های برحق کارگران و زحمتکشان جامعه را انعکاس داده و صدای اعتراض کارگران رنج دیده جامعه را به گوش جهانیان برسانند.

به این خاطر برای متحقق شدن این وظیفه خطیر است که کارگران و زحمتکشان باید به دور هم جمع شده و بیشتر از پیش منسجم گردند تا حقوق از دست رفته شان را بازیابند و زندگی آرام و خوشی را برای خود و همقطاران خود و نسل آینده ، طوری به وجود آورند که سالها ماندگار گردد. 

به امید چنین روزی!

زنده باد آزادی!

زنده باد برابری!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

پیروز باد مبارزات برحق مردم لیبی

 

پنجشنبه 17 مارچ 2011 روزی است که نظامیان متجاوز امپریالیستی ، باردیگر قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد را لبیک گفته و با حمله به مناطقی از خاک لیبی دست به تجاوز نظامی گسترده زدند و ادعا کرده اند که بخاطر برقراری دموکراسی و حقوق بشر به آن کشور حمله نموده اند.

اما همه بخوبی میدانیم که اینها همه در ذات خود ترفندی برای فریب و نیرنگ توده های زحمتکش مردمی است. کاری که سالهاست بر سر خلق ستمدیده افغانستان وعراق کرده اند.

همه به خوبی آگاهیم که وقتی پای حفظ و افزایش سود سرمایه های مالی در میان است ، نقاب بشردوستی و دموکراسی خواهی روکشی برای غارت و چپاول روی کار می اید.

غارتگران متجاوز برای حفظ نظام غارتگرانه و چپاولگرانه جهانی شان و بخاطر بحران مالی که اکنون دامن گیر کشوری بنام امریکا شده است به کشتن جوانان لیبی در جاده ها و سرک های آن کشور  پرداخته ، دستور سرکوب مستقیم و غیرمستقیم هرگونه مخالفت با سرمایه داری را به بهانه تامین دموکراسی و حقوق بشر با باران راکت و موشک صادر میکنند. 

 

کارگران و زحمتکشان !

نیروهای غارتگر متجاوز به لیبی با روش های متفاوت میخواهند ضمن حفظ کلیت نظام سرمایه داری ، سود سرمایه را هرچه بیشتر افزایش دهند. فراموش نکنیم که سود سرمایه همان ثروت و نانی است که از سفره کارگران به بهانه ها و روش های متفاوت دزدیده شده و کیسه سرمایه داران سرازیر میگردد.

فراموش نکنیم که غارتگران اشغالگر که از یک سوی افغانستان و عراق و از سوی دیگر پلان حمله به ملل تحت ستم را روی دست دارند همه و همه کمر به غارت و چپاول طبقه کارگر بسته اند .

امروز جنایتکاران  به بهانه دفاع از مردم و برقراری دموکراسی و حقوق بشر مردم بپا خاسته و آزادیخواه لیبی را با راکت و موشک به قتل می رسانند ، تا مبادا طی روند رشد و تحول این اعتراضات، منطقه به صورت کل ، به سوی تحولات عظیم تر ضد سرمایه داری حرکت کند.

 " هسته کارگری مبارز افغانستان" ضمن تقبیح عمل جنایتکارانه و غارتگرانه قدرت های امپریالیستی، حمله به لیبی را یک تجاوز نظامی عریان دانسته و از مبارزات برحق مردمان لیبی حمایت خویش را اعلام میدارد.

سرمایه داری ، تحت فشارهای روز افزون بحران گسترده در اقصاء نقاط جهان دست و پا میزند و برای رهائی ازین فشار و همچنان رهائی از انقلابات کارگری به هر جنایتی که خود بخواهد متوسل میگردد. اگر امروز خود را آماده این نبرد نکنیم ، جهان را به آتش خواهد کشید. اگر امروز برای تعیین سرنوشت خود و ابتکار عمل خود را سازماندهی نکنیم، نه تنها نمیتوانیم در آینده انقلاب کارگری را به ثمر رسانیم بلکه به شدت و حدت سرکوب و قتل عام خواهیم شد.

" هسته کارگری مبارز افغانستان " در کنار اینکه خود را غم شریک مردم لیبی میداند، در داخل افغانستان کوشش به عمل می آورد تا با تشکیل هسته ها در داخل کارخانجات، ادارات، دانشگاه ها و مدارس و محلات کار طبقه کارگر ، قدم های بلندی را برای متشکل کردن و سازماندهی توده های کارگری بردارد. هر کدام ما وظیفه داریم تا با کارگر کنار دستی خود هسته ای تشکیل دهیم و از طریق آن ضمن اموزش و تبلیغات سیاسی توده های کارگری اطراف خود را برای اعتراضات و عمل مبارزاتی آینده آماده کنیم.

" هسته کارگری مبارز افغانستان" وظیفه و رسالت خود میداند که در اعتراضات علیه هرگونه تجاوز شرکت کرده و در گسترش هرچه بیشتر این اعتراضات فعالیت نماید.

جنگ و تجاوز علیه کشور لیبی هرچه زودتر باید متوقف گردد

از انقلابات مردم کشورهای جهان حمایت میکنیم.

مرگ بر متجاوزین واشغالگران

"هسته کارگری مبارز افغانستان"

جوزای 1390

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

وضعیت کارگران افغانستانی در اردوگاه های ایران

از زمانیکه مالکیت خصوصی ایجاد گردید، جوامع به دو طبقه زحمتکش و ستمگر تقسیم گردید. این حالت مراحل مختلف را پشت سر گذاشته تا به مرحله سرمایه داری رسیده است. در طول تاریخ روز بروز وضعیت کارگران وخیم تر گردیده است.

در شرایط کنونی افغانستان نیمه فئودالی به یک کشور مستعمره تمام عیار تبدیل گردیده است، از زمان اشغال افغانستان وضعیت زندگی کارگران به وخامت گرائیده است. چون زمینه اشتغال وجود ندارد کارگران مجبور به ترک کشور میشوند و برای پیدا نمودن کار راهی به کشور های همسایه و بخصوص ایران شوند. زمانیکه به آنطرف مرز پا میگذارند به مشکلات عدیده ای ( تحقیر، توهین ، آزار و اذیت ، استثمار بی حد، حتی به زندان انداختن کارگران بخاطر نپرداختن حقوق شان) مواجه اند. بیش از همه اگر در بین راه شناسائی شوند علاوه بر تحقیر ، آزار و اذیت روانه اردوگاه میشوند و در آنجا هم دار وندار شان را از ایشان گرفته آنقدر آزار و اذیت میکنند که غیر از رهائی خویش به دیگر چیزی فکر نکنند.

عبدالحق و محمد دو تن از کسانی هستند که بعد از عبور از مرز دستگیر شده و مدت یازده روز را در اردوگاه جهنمی جمهوری اسلامی سپری نموده اند. این دو نفر اصلا از قریه لنگر ولسوالی قادیس مربوط ولایت بادغیس میباشند. عبدالحق زندگی خویش را چنین توضیح میدهد: " در طفولیت پدرم فوت کرده و تمام مشکلات فامیل بدوش من میباشد. تعداد افراد فامیل ما ده نفر میباشند. چون در ولایت بادغیس کاری پیدا نمی شد، لذا همراه شش نفر از قومان به هرات آمدیم ، چون در هرات هم کاری پیدا کرده نتوانستیم لذا همراه قاچاقبر روانه ایران گردیدیم ، زمانیکه از مرز عبور نمودیم در نزدیکی زاهدان دستگیر شدیم ، ما را همراه تعداد نفرات دیگری که قبلا دستگیر شده بودند به اردوگاه فرستادند، زمانیکه به دروازه اردوگاه داخل شدیم، حین بازرسی آن چیزیکه ( پول ، گوشی ، انگشتر ، .... ) داشتیم از ما گرفتند. حینیکه وارد اردوگاه شدیم با هفتصد نفر دیگر در داخل اردوگاه روبرو شدیم ، برای روز یکمرتبه دو گیلاس آب همراه یک تکه نان خشک که خرج طفل دو ساله ای نمی شد، میدادند و روز یکمرتبه اجازه رفتن به دستشوئی را داشتیم.

هنگامیکه از اتاق خارج می شدیم که به طرف دستشوئی برویم، یک نفر از پاسداران هر دو گوش ما را محکم میگرفت و یک نفر همراه شلاق کلفتی که به دست داشت ما را لت و کوب میکرد. این عمل همه روزه ادامه داشت. بعد از یازده روز که از اردوگاه بیرون شدیم ، علاوه بر اینکه پول و اشیای مام را ندادند ، بلکه از هرکدام ما مبلغ دو هزار تومان نیز خواستند، زمانیکه ما داد و فریاد راه انداختیم که حین ورود به اردوگاه تمام چیزیکه داشتیم از ما گرفتید ، حالا ما پول دیگری از کجا بیاوریم ؟ هر یک ما را ده ضربه شلاق زدند بر موترهای کامپرسی سوار نمودند. در هر موتر کامپرسی هشتاد نفر سوارد نمودند ، همین که به مرز رسیدیم موتروان ما  را مانند ریگ کامپریس نمود ( یکعده از ناحیه سر و دست و وپا زخمی شدند ) و ما را به این طرف مرز روان نمودند. وقتیکه از مروز نیمروز عبور نمودیم ، دییگر نه لقمه ای نانی داشتیم و نه پولی برای خرید نان . شب را طبق عادت اردوگاه در نیمروز خوابیدیم و فردای آنروز با یک موتروان هراتی صحبت نمودیم او هر شش نفر ما را به هرات رساند ، حینیکه از موترش پیاده شدیم برای ما دوصد افغانی خرجی نیز داد ، ما تصمیم گرفتیم که اینجا چند روزکار کنیم تا بتوانیم به ولایت خود برویم، اما متاسفانه که در ظرف شش روزیکه اینجا رسیدیم فقط دو روز توانستیم کار کنیم، نمیدانیم که بعد از چند وقت خواهیم توانست که نزد فامیل خود برویم."

مشت نمونه خروار است، سرنوشت توده های زحمتکش و بخصوص کارگران ، در زیر چتر اشغالگران امپریالیست و رژیم دست نشانده شان بهتر ازین نمیتواند باشد، بلکه روز به روز بدتر میگردد. یانکی های امریکایی و شرکای ریز و درشت اش بخاطر منافع ملی ما نه ، بلکه برای غارت و در بدری ما در این سرزمین پا گذاشته اند. تا زمانیکه اشغالگران امپریالیست دراین کشور حضور داشته باشند و رژیم مزدور اش در مسند قدرت باقی بماند ، زندگی زحمتکشان بهتر ازین نمی شود.

یگانه راه رهائی ازین مصیبت اتحاد و یکپارچگی کارگران بوده  و با قبول رهبری پیش آهنگ خویش به راه انداختن مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی میباشد و ازین طریق میتوان که امپریالیستهای اشغالگر را مجبور به عقب نشینی و ترک این دیار نمود و رژیم مزدورش را از مسند قدرت به زیر کشید و جامعه ای را ایجاد نمود که امیال و آرزوی کارگران را برآورده سازد. یعنی جامعه ای را ایجاد نمود که دیگر نشانی از ستم و بهره کشی وجود نداشته باشد. برای چنین روزی باید که جدا بپا خیزیم.

هسته کارگری مبارز افغانستان

23 میزان 1389

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مصاحبه با یک تن از کارگران ماین پاکی

در شهر هرات

سوال: سلام ، روز شما بخیر. در ابتدا خودتان را برای مجله هسته کارگری معرفی نمایید.

جواب: سلام ، تشکر از هسته کارگری که زمینه این مصاحبه را فراهم کرده است، اسم من عبدالواحد باشنده شهر هرات هستم.

سوال: محل کار شما کجاست و چه مدت است که در شرکت ماین پاکی کار می کنید؟

جواب: محل کار ما شیندند و مدت یک و نیم سال است که کار میکنم.

سوال: چه تعداد کارگر به این شرکت کار میکند؟

جواب: از تعداد کلی کارگران که درین شرکت کار میکند چندان خبری ندارم زیرا اینها تنها در شیندند کار نمیکنند بلکه جاهای دیگری از شهر هرات نیز فعالیت میکنند ، فقط تعداد کارگری که درینجا با ما کار میکند 180 نفر است.

سوال: ایا شما کار مزدی میکنید یا روزمزد هستید؟

جواب: روزمزد هستم

سوال: روزمزد تان چند است؟ 

جواب: به یک حساب اگر جمع کنیم ماهانه ، 600 دالر میشود که معادل است به 27000 – افغانی

سوال: صاحب کارتان از شما چه انتظاری دارد؟

جواب: صاحب کارمان انتظار دارد که روزانه 200 هزار متر مربع زمین را باید ما از ماین پاک کنیم.

سوال: آیا صاحب کار شما خارجی است یا داخلی؟

جواب: خارجی

سوال: صاحب کار شما روزمزد است یا پیمان کار؟

جواب: پیمان کار

سوال: ایا شما او را درین منطقه می بینید یا برنامه مشخصی برای آمدنش وجود ندارد؟

جواب: ما فقط روز اول که کار را شروع کردیم یک مرتبه آمد، اما از آن روز به بعد فقط سر و کار ما فقط با انجینیر مربوط ساحه یا تیم لیدرماست.

سوال: تیم لیدر شما خارجی است یا داخلی؟

جواب: از جمله انجینیران افغانی است

سوال: میتوانید بگویید که پیمان کار شما چقدر معاش از دولت میگیرد؟

جواب: معاش که نمیگیرد، بلکه قرارداد دارد ، او متر 7 $ ( هفت دالر) اجاره کرده است.

سوال: آیا از مزدی که میگیرد ، راضی هستید یا خیر؟

جواب: بستگی به خطرات جانی دارد که ما همه روزه با آن درگیر هستیم. برعلاوه همه روزه از خانه وکاشانه خود دور هستیم، به زن و فرزند خود به غیر ازینکه فقط معاش خود را روان کنیم دیگر رسیدگی کرده نمیتوانیم،به غم و شادی قوم و اقارب نمیرسیم، به مریضی و خستگی خانواده خود رسیده نمیتوانیم، و خلاصه هزاران مصیبت دیگری که با ان روبرو هستیم فکر نکنم کسی پیدا شود که از گذر زندگی اش راضی باشد خودم که حقیقتا راضی نیستم اما چه کنم ، مجبوریت است . مجبوریم که کار کنیم تا ازین طریق خرچ زن و بچه خود را بدست بیاوریم. فقط میتوانم بگویم که ما کارگران فقط زنده ایم ، زندگی نمیکنیم. ما فقط زنده هستیم که کار کنیم اما هیچوقت نشده که کار کنیم بخاطری که بتوانیم زندگی داشته باشیم.

سوال: ببخشید، شما کارگران ، اتحادیه ندارید؟

جواب: خیر، اصلا !

سوال: خوب اگر خطری به شما اتفاق افتد، و بطور مثال حادثه ای رخ دهد ، شما بیمه شده هستید؟

جواب: بله ، در شرکت های ماین پاکی بیمه میشویم.

سوال: مقدار تعیین شده بیمه چند است؟

جواب: برای کسی که جانش را از دست میدهد 20 هزار دالر بیمه تعیین شده است.

سوال: مزد شما در برابر کار که انجام میدهید ناچیز نیست؟

جواب: خودتان محاسبه کنید 200 هزار متر مربع به سر 180 کارگر! یعنی هر کارگر باید روزانه 1111 متر مربع پاکاری نماید. خودش متر 7 دالر میگیرد یعنی روزانه 7777 دالر که معادل است با 350000 افغانی . اما برای ما روزانه تقریبا یکهزار افغانی معاش میدهد. یعنی در برابر معاش یکهزار افغانی در روز 350 برابر کار را از ما میکشد. ولی پیشترهم خلاصه کردم که چاره نداریم ، زمینه اشتغال آنقدر به افغانستان کم شده که کارگران به قیمت فوق العاده پایین حاضر به کارکردن هستند.

سوال: خوب با این وجود، اگر پیمان کار نباشد ، خودتان نمیتوانید این کار را انجام دهید؟

جواب: چرا ، میتوانیم! ولی متاسفانه که صلاحیت این کار را نداریم.

سوال: چرا صلاحیت نداری؟

جواب : بخاطری که صلاحیت کار در دست خارجی هاست

سوال: یعنی با این وضعیت ، چه پیشنهادی برای ما دارید؟

جواب: کدام پیشنهادی که به ذهن من نمیرسد ولی همینقدر می فهمم که این وضعیت فقط بخاطر موجودیت خارجی ها در افغانستان بوجود آمده، ما فقیر ، بیچاره ، مستمند زاده نشدیم، بلکه این وضعیت فقط ناشی از دست بیگانگان است که دایما ما را به عقب میراند.

سوال: خوب تشکر عبدالواحد جان ، جهانی سپاس ازینکه به ما فرصتی دادید که با شما مصاحبه ای انجام دهیم.

جواب: تشکر از شما ، فقط امیدوارم که این گپ های مرا انعکاس دهید ، مثل دیگر رسانه ها نکنید که اولا هیچوقت حاضر به مصاحبه همراه کارگران نیستند وهنگامی هم که مصاحبه کنند ، گپ کارگران را بی ارزش قلمداد کرده به نشر نمیرسانند. امیدوارم که گپ مرا به گوش تمام کارگران برسانید تا از وضعیت ما با خبر شوند. شاید بتوانیم روزی دست به دست هم دهیم و برای تغییر وضعیتی که بر سر  ما آورده اند کاری بکنیم.

ممنون

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مزد کنونی کارگران در شان کارگران نیست!

در افغانستان کنونی ، زحمتکشان جامعه اعم از کارگر و دهقان و سایر زحمتکشان، در وضعیت فلاکت باری به سر میبرند.  با گذشت هر روز، دامنه فقر و بیکاری وسعت بیشتری بخود گرفته و حاکمان مستبد نظام فعلی با دار ودسته های شیاد و سودجوی شان این سرزمین را به بازار کسب درآمد سرشار خویش بدل ساخته اند. با چنین وضعیتی از یک سوی بر تعداد گرسنگان و پابرهنگان ستمدیده این دیار افزوده میگردد و در طرفی دیگر اقلیتی بهره کش ، غارتگر، سودجو و چپاولگر با تحمیل اعمال غیر اخلاقی ضد انسانی خویش این کشور را به محل دهشت افزای اضطراب و پریشانی ، یاس و نا امیدی و نهایتا بی سرنوشتی کارگران بدل ساخته اند.

اکنون در افغانستان حد اوسط معاش یک کارگر بطور ماهانه مبلغ ۴۵۰۰ افغانی میباشد و حد اوسط یک فامیل کارگر نیز به ۵ الی ۶ نفر میرسد که معاش وی تکاپوی حداقل پانزده روزه مخارج زندگی اش را نیز نمیکند. حال ، این کارگر فقیر، کرایه خانه ، دوا و داکتر، پول برق و اب و مدت پانزده روز متباقی ماه همراه با ده ها مصرف دیگر که برگرفته از عنعنات اجتماعی به او تحمیل گردیده ، از کجا بدست آورد؟ چگونه بپردازد؟ با این وجود زندگی برای کارگر فقیری که در چنین وضعیتی به سر میبرد چه معنی ومفهومی میتواند داشته باشد؟ و آینده اش به کجا منتهی خواهد شد؟

رسانه ها ، مطبوعات و عده ای از نویسندگان و روشنفکران ، با به راه انداختن انواع و اقسام  برنامه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ، تفریحی و اعلانات تجارتی مبتذل ومضحک، به غیر از خدمت به اربابان اشغالگر این رژیم و نوکران دست نشانده شان هیچ کار دیگری در حق کارگران فلاکت زده این دیار نکرده اند و ازچنین حکومتی نیز توقع فداکاری در حق کارگران و زحمتکشان جامعه را نباید داشت.

با در نظر داشت همچون وضعیت فلاکت باری که بر کارگران و زحمتکشان این سرزمین تحمیل شده و روز به روز زندگی شان را به قهقرا سوق میدهد و زمینه اشتغال و آسایش خاطر را از کارگران و زحمتکشان میگیرد؛ آیا از کدام گوشه این سرزمین صدا و قامتی بلند خواهد شد که بتواند خیل عظیم زحمتکشان و رنج دیدگان که با دستان آبله دیده ای که به جزء از فقر و بدبختی چیز دیگری ندیده اند، را برای اعاده حقوق انسانی شان متشکل نماید؟ برای آنان حرف و کلام ارزشمندی داشته باشد؟ حرف و کلامی که ارزش رهائی شان را به همراه دارد؟

بله، " هسته کارگری مبارز افغانستان " یگانه نهاد مستقل کارگری است که ازمیان خیل گرسنگان ، مستمندان ، پا ترک خوردگان و زحمتکشان این جامعه سربلند نموده تا صدای برحق این خیل عظیم را به گوش جهانیان برساند و بخاطر اعاده حیثیت و حقوق کارگران و زحمتکشان جامعه مبارزه نماید.

بیایید تا دست در دست یکدیگر داده ، صفوف خویش را فشرده کنیم و اعتراض خویش را مبنی بر عدم سطح اشتغال و پائین بودن مزد کار اعلام بداریم.

به امید متشکل شدن هرچه بیشتر کارگران و زحمتکشان !

زنده باد مبارزات حق طلبانه کارگران و زحمتکشان !

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

به کسانیکه بدی ها را دوست ندارند!

 

حتی به شما انسانی که دوست دارید تا انسانها مرز جغرافیائی نداشته باشند و بتوانند آزادانه در تمام جهان رفت و آمد کنند.

یا به شما انسانی که قلب تان برای توده های ستمدیده می تپد.

یا به شما انسانی که زندگی بدون ستم و استثمار را تقاضامندید.

یا به کسانیکه میخواهند فرزندان این مرز و بوم بدون تبعیض زندگی کنند.

یا به آن کسانیکه وطن خود را دوست دارند.

یا به کسانیکه میخواهید آبرومندانه زندگی کنید.

و به تو انسانی که زنده ای و به طریقی معتاد گشته ای و در کوچه و بازار و منزل تلو تلو میزنی !

"هسته کارگری مبارز افغانستان" که آینده سازان این مرز و بوم است ، از همه شما میخواهد که برای افشاء نمودن چهره خائینانه رژیم دست نشانده که بخاطر منافع اشغالگران شب و روز مردم زحمتکش این مرز و بوم را به گلوله می بندد به مبارزه برخیزید؛ زیرا بدون مبارزه خستگی ناپذیر ، بیرون راندن نیروهای اشغالگر و ایجاد یک جامعه بدون ستم و استثمار غیر ممکن است.

"هسته کارگری مبارز افغانستان " که مدت ها میشود درین راستا به مبارزه برخاسته ، از شما نیز میخواهد که همنوا با ما حرکت نموده و در برابر این مسائل بی تفاوت نباشید، زیرا بی تفاوتی شما عمر اشغالگران و رژیم مزدور را درازتر می سازد. فقط و فقط از طریق مبارزه است که میتوانید بساط ظلم و ستم را بر چینید و رژیم دلخواه تانرا که در آن اثری از ظلم و ستم نباشد برپا نمایید.

زنده باد آزادی و برابری

مرگ بر اشغالگران و ستمگران

" هسته کارگری مبارز افغانستان "

12 سرطان 1390

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بیکاری

معضلی بر سر راه کارگران افغانستان

وفا

در مدت ده سالی که از عمر رژیم جمهوری اسلامی افغانستان میگذرد، هیچگونه بهبودی در وضعیت زندگی کارگران و زحمتکشان این سرزمین به عمل نیامده است. هر روز کارگران ، به علت فقر و بیچارگی به کشور های همسایه مهاجر شده و عده ای به نام های متفاوت توسط باند ضد مردمی ایران به قتل رسیده  و یا به دار آویخته شده اند.

این وضعیت در حالی اتفاق می افتد که رژیم جمهوری اسلامی افغانستان با بوق و کرنا از سرمایه های باد آورده نیروهای متجاوز خارجی بحث میکند و وعده زمینه اشتغال را بارها در حرف داده است اما نه اشتغالی به آن صورت مهیا شده و نه هم مزدی که بتواند زمینه ساز زندگی آرام برای خانواده ها کارگران شود.

اولا که زمینه های کاری برای اکثریت کارگران و زحمتکشان جامعه فروکش نموده است. دهقانان متوسط الحال به دهقانان فقیر و دهقانان فقیر به دهقانان بی زمین بدل گشته اند. میزان آب و میزان کشت و کار برای اکثریت قریه جات کاهش یافته و عده زیادی از دهقانان را به کارگران مزد بگیر بدل ساخته است. عده ای ازین دهقانان به سمت ایران و پاکستان مهاجر شده اند و آن عده از مهاجرین، اگر سلامت به آن سوی مرز برسند باز هم در آنجا برای مدت مدیدی بیکار مانده اند. علت این مهاجرت ها دو دلیل متبارز ذیل را به همراه دارد:

-          دلیل اول اینکه زمینه اشتغال برای اکثریت کارگران و دهقانان بی زمین فراوان است

-          دلیل دوم پایین بودن مزد کار برای کارگرانی که تا حدودی توانسته اند کاری برای خود دست و پا کنند 

همه میدانیم که کارگران شریف ترین و زحتمکش ترین قشر جامعه هستند. با وجود تمام زحماتی که کارگران میکشند بازهم در سخت ترین شرایط به سر می برند.  

کارگران قشری هستند که بیشترین و بهترین نقش را در سازندگی کشور ایفاء کرده و میکنند. کارگران بعنوان بازوی اجرائی کشور ، برنامه های کاری کارفرمایان این مملکت را اجراء کرده و میکنند، اما در قبال مصرف توان کار جسمانی شان ، چه نصیب شان میگردد؟ نه آسایشی به همراه دارند و نه رفاه و آرامش خانوادگی ! این است نتیجه بی سرنوشتی کامل کارگران !

کرایه سه چرخ فقط برای یک مسیر کوتاه پنج افغانی بود در حالیکه همین مسیر کوتاه فعلا 10 افغانی کرایه میخورد، یک تیم روغن 750 افغانی بوده که فعلا 1000 افغانی شده است ، برنج، آرد، غله جات و .... تمامی امکانات زندگی به همین منوال روز به روز بالا میرود اما سطح درآمد کارگران کما فی السابق سرجای خود است. نه کنترول نرخ و قیم و نه کنترول بازار و فروشات، در کشوری که نرخ ها روز به روز به اوج میرسد. درین میان کارگر ، بازیچه دست دیگران شده ، مانند عروسک کوکی بی سرنوشت و در به در به دنبال کار و اشتغال است و عده ای از کارگران آنقدر مجبوریت های زندگی آنها را وادار ساخته که اگر به ایران و پاکستان مهاجر نشدند حاضرند به کمترین مزد کاری نیز تن به کار دهند. 

توقع کارگران در شرایطی که نرخ ها به اوج خود رسیده و روز به روز بالا میرود ، در شرایطی که توجه جدی نسبت به زندگی و شرایط کارگری در افغانستان نمیشود، در شرایطی که تفرقه افگنی میان کارگران به شکلی از اشکال دامن زده میشود، فقر و فلاکت از سر و روی کارگران میریزد، اولا زمینه اشتغال برای کارگران و ثانیا مزد کار برای آنها باید به اندازه ای باشد که معیشت خانواده کارگران را تامین کند. 

کارگران برجسته ترین و نقش پذیرترین قشر در عرصه اقتصادی جامعه هستند، کارگران همیشه به عنوان ابزار سیاسی مطرح شده و در پشت نام کارگر به اهداف سیاسی پرداخته میشود. آنچه را که ما بر آن اصرار داریم حمایت از حقوق کارگران است و کارگران باید جهت دست یابی به خواسته های برحق شان بیدار شده و متشکل شوند.

" هسته کارگری مبارز افغانستان " یگانه نهاد مستقل کارگری میباشد که بخاطر حصول حقوق برحق کارگران بپا خاسته و مبارزه مینماید.

به امید روزی که بتوانیم دست در دست یکدیگر ،برای جامعه ای فارغ از هرگونه ستم ، غارت، چپاول و در به دری در کنار یکدیگر زندگی نماییم.

زنده و جاویدان باد ، مبارزه در راه حصول حقه کارگران و زحمتکشان

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بي پروايي منسوبين نظام يا بي كفايتي رژيم (نوشته: "روئين")!

 

بيشتر ازيكماه مي شود كه شهرهرات وحومه آن از ابتدائي ترين وحياتي ترين وسيله زندگي يعني آب آشاميدني محروم مانده و يا با سكتگي مواجه است.

شهر هرات كه بعد از غلبه نظام سرمايه داري غرب درسال 1371 تا اكنون درچوكات مناسبات بازار ودموكراسي غربي رشد و توسعه يافته است، با اتكا به برق وارداتي ايران وتركمنستان، مسئولين نظام وابسته حتي به فكر تامين منابع انرژي دايمي و سرد وگرم كردن شهر در زمستان وتابستان چه كه حتي به فكر تامين نيازمندي هاي ابتدائي مردم آن نيفتاده اند ورياست هاي خيانت پيشه شهرسازي و شاروالي با گرفتن رشوه هاي كلان نقشه هاي بناي بلند منازل را درين سرزمين هموار كه دشت اندر دشت اطراف آنرا اراضي  تعميراتي احتوا كرده است. صادر وامضا كرده است، درحاليكه سيستم كاناليزاسيون وفاضلاب شهر هرات همچنان نا مشخص و نامعلوم  دربسترآب شرب وزراعتي قرا انجيل از مجراي كاربار(كارآباد) جريان دارد وسالانه به هزارها تن مواد زهري ،كيمياوي ، صابوني وميكروبي از مجراي اي رود خانه كوچك كه زماني آب آن براي قريه جاتي مانند دست گرد، كيزان بادق، رباط قلق، ملدان، صوفيان، تلاب، ده ميدي، رزشك وغيره قابل شرب بود. حاصلات ومواشي اين ناحيه را مريض و نابود گردانيده اشجار وحيات ده ها هزار خانواده زحمتكش وزراعت پيشه را با خطرمرگ رو برو ساخته است.

اما آنچه ازهمه مهمتر است بي كفايتي وبي مسئوليتي منسوبين آب وبرق در تامين نيازمندي هاي اوليه شهر هرات  مانند آب شرب وتامين روشنايي است، كه نبود آن را رياست بي ابروي آب رساني به علت نبود وكمبود برق بدوش رياست چپاولگر برق رساني و رياست برق رساني مسئوليت آن را بدوش آب رساني ميندازد. اما درحقيقت هر دو رياست خائين بر پايه اقتصاد بازار وتحت حاكميت رژيم درمانده، شامل و دلال بازار بين المللي دست تباني به هم داده وحلقوم اين ملت  بيچاره را بيرحمانه مي فشارند وازهيچ مرجعي نيز بررسي ندارند. زيرا زيرا پايه واساس اين نوع حاكميت ها برمكيدن و ريختاندن خون مردم استواراست. درينجا خطاب من به مردم شريف هرات اين است كه: ديگربه هيچ صورت فريب سخنان چرب ونرم سرد مداران رژيم مزدور را نخورند، بخود آيند وبيدارشوند وسرمايه هاي ملي خود را بساختن بلند منزل ها ودفن كردن مواد تعميراتي وارداتي هدر ندهند، زيرا بدون تامين منابع انرژي داخلي  هرنوع انكشاف شهري وخصوصا اعمار بلند منزلها بار مصيبتي خواهد بود بردوش مالكان آنها كه بطور مضاعف جامعه وسرمايه آنرا وابسته تر به كشورهاي امپرياليستي و خصوصا دلالان منطقه ئي مي گرداند.

بيائيد براي ايجاد يك حاكميت واقعا مردمي كه منافع تمامي اقشارپائيني ومتوسط جامعه را دربرداشته باشد گردهم آئيم واز اختلاف وتفرقه كه وسيله سيادت دشمن برماست جدا خود داري نمائيم.

 

 

زنده باد اتحاد مردمي ستم كشان شهر هرات

مرگ بر اشغالگران ونوكران حلقه بگوش آنها

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |